وفا از تو آموختم
صفا از تو یاد گرفتم
معنی عشق را در عشق تو دیدم
زیبایی ها را تو به من نشان دادی
صداقت و پاکی عشق را تو به من نمایاندی
تو برام از هر آموزگاری آموزنده تر بودی نفسم . تو معلم عشقمی
اسم من گم شده است.
توی دفترچه ی پر حجم زمان
دیرگاهی است
فراموش شدم.
اسم من گم شده است
لا به لای ورق کهنه ی آن لایحه ها
زیر آن بند غریب
پشت انبوهی از آن شرط و شروط
لای آن تبصره ها
اسم من گم شده است
در تریبون معلق شده سخت سکوت
حق من گم شده است.
زنگ انشاء
کسی انگار نمی خواست معلم بشود
شان من گم شده است
شان من نیست بنالم
شان من نیست بگویم
زتهی ، ز نبود
یا از این زخم کبود
لیک
رنگ رخساره گواهی دهد از سر درون
از همه رنج فزون.
اسم من گم شده است
نردبانی شده ام
صاف به دیوار ترقی
تا که این نسل و ان نسل
پای بر پله ی من
سوی فردا بروند
و غریبانه فراموش شوم
اسم من گم شده است.
روزت مبارک نفسم
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت ۷:۵۳ ب.ظ توسط دو همدل
|
این وبلاگ فقط به یاد توو برای تو ست تقدیم به تو که بهترینی مهربونترینی دوستت دارم تا به ابـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد