خۆشم دەوێی
یه که م سات بوو که توم بینی
خوزگه م ئه خواست دلدارم بی
نه مده زانی چون پیت بلیم
که هاوسوز و هاو غه مم بی
که چی نه مدی بو جاریکیش
چاو هه ل بری و لیم بروانی
که تی بگه ی دلی شیتم
سمایه تی و پی نازانی
شیوه ی ئه فسون ناوی تو بوو
وای لی کردم به م روژگاره
کوچه و کولان شه قام شه قام
بوت بگه رم ئا له م شاره
تا خوا کردی چاوم پی که وت
لی چوومه پیش تی بروانم
نیگامان تیکه ل به یه ک بوو
پیم گوت نازت سه ر چاوانم
من دلنیام ئیستا که توش
سه رت سوور ماوه و نا زانی
چه عه شقیکی کو تو پر بوو
هات و خه وی لی زرانی
ئه وه عیشقی خودایی یه و
ریگای بو کامه رانی
ئیسته ش هاتوم که پیت بلیم
خوشم ئه ویت ئه ی شای جوانی
سه ر ده میک بو بی نه غمه بو باغچه ی ژیانم
بی ورته بو ناو هیلانه ی بولبوله کانم
له ری ده نگی شادمانیو نه شئه م خنکا بو
شه پولی بای به رو جوشم مه ند راوه ستا بو
ناهومید بوم وام ئه زانی ده ردیکه کاری
به برو پیلی چوم و هینایه دیاری ئیگجاری
چاوه روان بوم ساکه ی گه ردوون گه ردوونی بی باک
جانه وه ری گور هان ئه دا بمکه ته خوراک
به لام ئه ی یار یاری نازدار شوره ژنه ی شوخ
به لیوی ئال به چاوی ره ش چاوی ره شی توخ
به م جوانیانی که نیه تی به هه شتی دنیا
به م جوانیانی که له تودان هه مویان ته نیا
له و روژه وه دیومه سیحری زه رده خه نه ی تو
دنیای ده روون مه له کانی هاتونه وه گو
سه ر چاوه که ی عومری جوانیم هاتوته وه کول
باغچه ی ژینم پربوته وه له نه مامی گول
ئاوي ههنگوينيي ئهتويه، ماچي شيرين كردووه
خهندهكهت گوناي مني رووباري ئهسرين كردووه
خو شهمال ئيخهي چياي زستاني پي دانادريت
لهم ههوايهي گهردنت كويستاني بهفرين كردووه!
صادقانه میگویم حرف دلی بی ریا
بی بهانه میگویم مثل آنها
همان قلبهای بی وفا
بی وفایی نمیکنم
عاشقانه میگویم عشق من دوستت دارم
صادقانه گفتی دوستم داری
عاشقانه عشق تو را باور کردم
از من خواستی تنها با تو باشم
با احترام قلب تنهایم را به تو تقدیم کردم
گقتم این قلب مال تو
همیشه وفادار تو
هرگاه خواستی بگو تا شود فدای تو
از من خواستی به کسی جز تو دل نبندم
میترسیدی روزی تو را ترک کنم
شاخه گل زیبای من
پر پر نمیشوی هیچگاه در قلب من
به عشق پاکمان قسم تنها تو می مانی تا ابد در دل من
هیچگاه نمیگذارم دلتنگم شوی
همیشه در دلت خواهم ماند
هیچگاه نمیگذارم دلگیر شوی همیشه در کنارت هستم
هم با تو درد دل میکنم
هم میشنوم درد دلهایت را
دوباره میرسیم به آن احساس زیبا
همان حرف صادقانه
همان حرف دل بی ریا
همان کلام عاشقانه
همان احساسی که تنها نسبت به تو دارم
آری عزیزم خیلی دوستت دارم
گفتی دلت میخواهد همیشه در کنارم باشی
آرزو داری سرت را بر روی شانه هایم بگذاری و آرام بخوابی
بیا عزیزم که من نیز بی قرارم
آرزو دارم در کنارت همین شعر عاشقانه را برایت بخوانم
بی تو می گیره نفسم
اگه تو رو داشته باشم
به هرچی می خوام می رسم
دنیا را می دهم برای لبخندت
هراسی نیست ....
شاد که باشی ,
دنیا دوباره ازآن من است ....

تو هماره حضور داری
در جایی شبیه قلب من
ترانه برای تو می خواند
نوای زیبای با تو بودن
نوای زیبای عشق را
و من درین گستره ی گیتی
تو را می خواهم
تو را می فهمم
تو را حس می کنم
تو را با پرند ابریشمین خیالم می خواهم
عشق من!
جایگاهت هماره در قلب
و در ذهن من ست
زۆریان باسی خۆشهویستی کرد،،،
زۆریان باسی ناوی جوان کرد،،،
زۆریان باسی چاوی جوان کرد،،،
زۆریان باسی لێوی کاڵ کرد،،،
بهڵام ئازیز،،،
نهمبینی خۆشهویستهیك لهخۆشهویستی تۆ بهتینتر،،،
نهمبینی ناوێ لهناوی تۆ خۆشتر،،،
نهشم بینی چاوێ لهچاوی تۆ جوانتر،،،
ههرگیز نهمبینی لێوی لهلێوی تۆ کاڵتر،،،
نهشم بینی جوانێ لهتۆ جوانتر،،،
تۆ ئهو خۆرهی که ههرگیز لێم ئاوا نابی،،،
تۆ ئهو رێگایهی کهقهت ونت ناکهم،،،
تۆ ئهو باوهرهیت که قهت بێ هیوات ناکهم،،،
تۆ ئهو ههستهیت که ههتاههتایه له یادت ناکهم،،،،

به خارزار جهان ، گل به دامنم ، با عشق
صفاي روي تو ، تقديم مي كنم ، با عشق![]()
درين سياهي و سردي بسان آتشگاه
هميشه گرمم ، هميشه روشنم با عشق![]()
همين نه جان به ره دوست مي فشانم شاد
به جان دوست ، كه غمخوار دشمنم با عشق![]()
به دست بسته ام اي مهربان ، نگاه مكن
كه بيستون را از پا در افكندم ، با عشق![]()
دواي درد بشر يك كلام باشد و بس
كه من براي تو فرياد مي زنم : با عشق![]()
فریدون مشیری
باقیکه ی ده دریژه ی نوسراوه که دایه :
خوش آن روزی که اغازش تو باشی
خوش ان صبحی که طلوعش تو باشی
خوش ان دلی که معشوقش تو هستی
دوستت دارم

وانه زانی که ناتبینم
ئیتر یادی نیگات ناکه م
خومن ئستیره ی ئاسمان نیم
که روژ هه لات ئیتر را که م
تو گلینه ی چاوه کانمی و
هه رگیز فراموشت ناکه م

ئه لين گر دل نه بي ژيان نابي
بلام مـــــــن دلنيام
گرتـــــــوم هه به پيويستم به دل نا بي

آسمانی تاریک ، انتظار شبانه برای دیدن چهره ماه تو
پایان انتظار دیدن چهره ماهت ،
نفسی تازه از یک دیدار عاشقانه در میان ستارگان همراه با چند قطره اشک شوق در چشمهایم.
در تب و تاب گفتن کلامی که به تو بگویم دوستت دارم ! اما نمیتوانم.
تو را میپرستم بعد از او که تو را برایم آفرید .
امشب رازی در دلم نهفته است که تا به حال قلبم آن را به تو نگفته است.
میخواهم امشب به تو بگویم …… بگویم که دیگر تنها نیستم .
از لحظه ای که تو آمدی بی قرار یک لحظه تنهایی برای باور این عشق رویایی هستم!
تنها نیستم ، یا با تو ام یا به یاد تو…
میخواهم امشب به تو بگویم … بگویم که خیلی خوشبختم از اینکه تو را دارم .
تو را دارم و روزی صدها بار او که تو را به من داد شکر میکنم .
تو برایم یک هدیه باارزشی ، هدیه ای از طرف خدا ، برای این قلب تنها ، تا آخر دنیا .
میخواهم امشب به تو بگویم … بگویم که بدون هرگز!
هرگز نمیتوانم ، بمانم در این دنیا ، نفس بکشم ،
زندگی کنم برای فردا، یک فردای پوچ
که بی تو نه لحظه قشنگی در آن است و نه پایان شیرینی دارد.
امشب میخواهم به تو بگویم … بگویم تو را میخواهم برای همیشه ،
تا آخرین نفس ، آخرین نفسی که به عشق تو با همان نفس آخر از این دنیا بروم.
میخواهم امشب به تو بگویم ، بگویم که … تو … را ….خیلی دوست دارم

گر خوشه ويستي نيوان من و تو خه ون بايه
ئه وه من ده نووستم تا هه تا هه تايه

شاد باش كه از شادي تو دلشادم
تا تو شادي زغم هر دو جهان آزادم
لذت زندگي من همه خرسندي توست
بي وفايم كه وفايت برود از يادم

من دل به کسی جز تو به آسان ندهم
چیزی که گران خریده ارزان ندهم
صد جان بدهم در آرزوی دل خویش
وآن دل که ترا خواست به صد جان ندهم

خوشم ئه ویی گولی سوورم
ئاره زوو گیان

گهر سێوێك بوو لهتی دهكهم،
لهتێك بۆخۆم، لهتێك بۆ تۆ
بزهیهك بوو، لهتی دهكهم
لهتێك بۆ خۆم ، لهتێك بۆ تۆ
خهفهتێك بوو، بهشت نادهم
ههڵیدهمژم وهك دوا په تۆ!
عبدالله پهشێو
دل ِبی تاب ِمن دیدار ِتو را می خواهد
دل ِبی تاب ِ من در التهاب ِلحظه هاست
دل ِبی تاب ِمن به اشک مجال ریخته شدن نمی دهد
دل ِبی تاب ِ من صبوری می کند
واز صبر برای خود ،محبسی به نام عشق می سازد
با لبخند تو
شکل می گیرد
روز وقتی آغاز می شود
نگاه توست که راز چشمت را در می نوردد
عشق من
نگاهت را هماره خواستارم
گوله باخی سه حرای ژینم
ئه ستریه گه شه ی ئاسمان ژینم
رووناکایی وه رزی شه وگاری ژینم
پر به دل پیروزبایی
ئه وروژه له خوت و له خوم
دوستی گفت : من دیگران را به سلامی با هم آشنا می کنم تو به نگاهی.
من به دروغی دیگران را از هم جدا می کنم تو با مرگ...

به پیروز به پیروز بی جیژنی له دایک بوونت
دنیا به تووه خوشه که مانای هه یه بوونت
ژین بزه ی که وته سه ر لیو که توی به خووه بینی
شنـــــه ی ئه وین هه لی کــرد پیروز ترین ئه وینی
له گه ل یه کم تریفه ت زه مان پشتووی هاته به ر
چـه ن شیــــرینه به تووه خور له ئاســـو هاتنه ده ر

هزاران بار خدا را شکر که چنین روزی را آفرید
تا باغ جهان نظاره گر شکفتن گلی چون تو باشد . . .
سالروز شکفتنت مبارک
*************
تمام لحظه های عمرم بدرقه نفس کشیدن توست
به دنبال کوچکترین فرصت بودم تا بزرگترین تبریک را نثار قلب مهربانت کنم
ورق خوردن برگ سبز دیگری از زندگی ات را تبریک میگویم
تولدت آذین زندگی ام باد
*************
تمام وجودم را در قلبم ،
قلبم را در چشمانم ،
چشمانم را در زبانم خلاصه می کنم
تا بگویم روز تولدت مبارک باد
*************
جشن تو جشن تولد تموم خوبیاست...
جشن تو شروع زیبای تموم شادیاس..
جشن تو طلوع یک روزه مقدسه برام..
وقت شکر گذاریه بسوی درگاه خداست...
عزیزم تولد مبارک..
مهربونم تولدت مبارک..
امید من تولدت مبارک..
زندگی من تولدت مبارک..!!
امیدوارم سالهای سال با دلی خوش و شاد زندگی کنی..

تمام دارایی من قلبی است که در سینه دارم و برای تو می تپد.
آن را به تو تقدیم میکنم
***********
آرزوي عزیزم
ای روشنی گسترده، ای زیبایی محض،
ای آسمان بیکران مهربانی
کلامی می آفرینم تا با تو سخن بگویم
می خواهم از تو بگویم بی آن که در جستجوی قافیه باشم و
بی آن که حتی در جستجوی واژه ها باشم ,
در این شب ها که گویند عزیزترین شب های خداست می خواهم از تو بگویم
از تو که عاشقانه دوستت دارم و می دانم که دوستم داری
با ساده ترین کلمات همراه با همین اشکی که دارد می غلتد و فرو می افتد
می خواهم بگویم دوستت دارم
امشب نه می خواهم برایت از آسمان خورشید بیاورم
نه می خواهم ستاره ها را برایت بچینم
و نه می خواهم به شهر آرزوها و رؤیاها بروم
فقط ساده و با صداقت از اعماق وجودم با چشمانی بارانی از شادي داشتنت
می خواهم بگویم دوستت دارم
و می خواهم بگویم این نه سخنی است که تنها بر زبان آید,
من تقدس عشقت را بر کرامت وجودم نشانده ام
و اگر سراسر وجودم زبان باشد یکسره خواهد گفت:
دوستت دارم
*

در آن روز که فرشتگان
از عشق سرشار بودند
و از روی عشق پایکوبی می کردند
دانستم، تو ای نازنین پای بر زمین خاکی عالم نهاده ای،
پس برای خوش آمدی گویی
ناچيزترين هديه را به تو تقديم ميكنم
و آن قلب کوچک و بی ریای من است.
تولدت مبارک آرزويم
در انتظار لحظه های بودن
در انتظار شب چراغ عشق
در انتظار لحظه های اوج
من،چه غریبانه
صبوری می کنم
من،چه صبورانه
غریبی را تحمل می کنم
در انتظار واژه ی عشق
با امید ثانیه ها را طی کردم
از شب گذشتم
با عبور از تاریکی
منتظر فشردن دستهای تو هستم
بیا
بیا
به جوريک که مه جالی قسه کردنی تيدا نه بيت
و ته نيا فرميسک بيت
و
فزميسک بيت
و
فرميسک !!